Friday, November 19, 2010

اعتراضات مدنی را باور کنیم

مدتی است که محسن سازگارا در گفتارهای روزانه خود، بخشی را نیز به صحبت در مورد اعتراضات مدنی اختصاص می دهد. با توجه به آنچه که در جامعه ایران امروز می گذرد، شاید داغ ترین بحث داخل محافل ایرانی، بحث هدفمندکردن یارانه های و چگونگی اجرای آن باشد. در این میان، مهم تر از همه، آزادسازی یارانه حامل های انرژی است که در راس آن بنزین قرار می گیرد.
اهمیت این مورد خاص از اینروست که خواه ناخواه، تک تک اعضای جامعه، به طریقی با بنزین سر و کار دارند. چه آن بخش از جامعه که خودور شخصی دارند، چه آن بخش که از خودروهای عمومی و تاکسی برای رفت و آمد استفاده می کنند. و مهمتر، آنچه که شریان اقتصادی جامعه است، وسایل حمل و نقل هستند. چه آنهایی که به حمل  و نقل مسافر(انسان) می پردازند، و چه آنهایی که کالا و خدمات را به دست مصرف کننده می رسانند، همه و همه با بنزین سر و کار دارند.
دولت احمدی نژاد، که مشروعیتش را نه از رای مردم، بلکه در انتخاباتی نابرابر و مسئله دار، بر اساس شواهد و اسنادی که کمابیش به دست همه ما رسیده است، ازاعمال نفوذ و قدرت حاکمیت به دست آورده است، از یک طرف با نارضایتی و عدم حمایت عمومی روبروست (چرا که به طور طبیعی حداقل در انتخابات، دستبرد وی در رای مردم دیده شده است و اعتمادی بر این که عملکرد وی در راستای تامین رفاه مردم باشد نیست) و از طرف دیگر، به صورت ذاتی(بنا به موارد مشابهی که در انجام کارهای دیگر از او بارها و بارها دیده ایم) توانایی درست انجام دادن کارهایی بس ناچیزتر و کم اهمیت تر از این را هم نداشته است.
با توجه به آنچه ذکر شد، اکنون فرصت مناسبی برای نیروهای مخالف وی(بالاخص جنبش سبز) به وجود می آید که بهره برداری مناسبی را در راستای به چالش کشیدن دولت کودتایی احمدی نژاد با ایستادگی و تن ندادن به اعمال زورگویانه طرح گران کردن بنزین بنماید.
طرحی  که محسن سازگارا مطرح نموده( طرح ارائه شده توسط کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران "کاما") این بود که پس از اجرای گران شدن بنزین توسط دولت، مردم با کم بنزین زدن(هر خودرو حدود 2 الی 5 لیتر) اقدام به ایجاد صف های طولانی و تراکم خودروها در پمپ بنزین ها نموده، از یک طرف با گران شدن بنزین مخالفت کنند و از طرف دیگر با یک آکسیون کم خطر اینچنین، شرایط مناسبی را برای رفتن به آکسیون دیگر(مثل تجمع و دادن شعارهای جنبش) و بازپس گیری کف خیابان ها، مهیا کنند.
نمی خواهم در مورد درصد توفیق این آکسیون یا عکس العمل هایی که حکومت در مقابل اجرای آن، به صورت طبیعی از خود نشان خواهد داد بحث کنم. ولی آنچه که در این میان برای من جالب توجه بود، این است که چند روز پیش در یک محفل خانوادگی، این طرح کاما را به صورت کامل  از زبان یک بازاری ساده، شنیدم و بسیار برایم شگفت آور بود. شگفت آور بود که خبر با چه سرعتی از کانال های اینترنتی( که طیف مخاطبانش نسبت به سایر رسانه ها بسیار محدود است) به کف جامعه رسیده، و از زبان یک بازاری جزء بیان می شود! اینجا بود که قدرت خبررسانی را باور کردم. باور کردم که با خارج شدن از انفعال و اندکی همت بیشتر، می توانیم اینگونه طرح های اعتراضات مدنی را، که در راستای اعتراض به مشکلات تحمیل شده ای است که تک تک اعضای جامعه را به طریقی درگیر خواهد کرد، عملی کرده و دولت متخاصم را با چالش جدی مواجه کنیم. وقتی که خبری، توانسته است از "کاما" به دهان یک بازاری ساده، که نه دسترسی به اینترنت و ماهواره دارد، نه خیلی سیاسی است، و نه حتی در پایتخت زندگی می کند، برسد، پس ما باید و باید قدرت خبررسانی شبکه ای و قدرت اعتراضات مدنی را جدی بگیریم و باورش کنیم.

Tuesday, November 16, 2010

عید قربان

به عنوان پست اول، و به مناسبت فرا رسیدن عید قربان، این عید را به تمامی گوسفندانی که ذبح می شوند تا شکم ما سیر شود و فکر می کنیم که ثواب می کنیم تسلیت عرض می نماییم.