Wednesday, February 8, 2012

پدرسوخته" دشنامی با ریشه تاریخی تلخ برای ایرانیان"

یکی از اصطلاحاتی که زیاد میشنویم و من خیلی علاقه داشتم بدونم از کجا اومده، ” پدر سوخته ” است، دوست داشتم بدونم از کجا اومده و یعنی چی؟
” وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران رو فتح کردند، مردم ایران رو که دارای دین زرتشت بودند و آتش پرست و کافر نامیدند و اونها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند. در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند. اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند. این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته: ” نه، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند: “پدر سوخته ”.

Tuesday, March 8, 2011

امروز سه شنبه، 17اسفند؛ کاهش محسوس سرعت اینترنت در نقاط مختلف کشور

همین الان که این مطلب رو می نویسم(ساعت 12:34بعدازظهر) به سختی موفق شدم کانکت بشم، اون هم با اینترنت به اصطلاح پرسرعت. از دوستان دیگه هم شنیدم که سرعت اینترنت امروز خیلی پایین اومده.

Monday, February 28, 2011

شهرستانیها! به پا خیزید...

شهرستانیها! در هر کجا که هستید، شهرهای دور یا نزدیک، کوچک یا بزرگ، به پاخیزید. دوشادوش دیگر هموطنانتان قیام کنید تا فردا روز شرمنده خود و فرزندان و نسل های بعدیتان نباشید. 
به قول محمد مختاری: خدایا! ایستاده مردن را نصیبم کن که از زندگی روی زانوانم خسته شده ام...

Tuesday, February 15, 2011

آهاااای ساندیسخوران مزدبگیر! منافق شمایید...

آهای ساندیسخورها! روی صحبتم با شماست.
شمایی که چه داخل بالاترین و چه بیرون از آن، مشغول دروغ پراکنی، مصادره، سرکوب و جنایتید. منافق واقعی شمایید نه مردمی که به دعوت رهبران جنبش، 25بهمن را به روزی تاریخی تبدیل کردند. 
شما منافقید، نه مردمی که با حضور میلیونی خود، 25بهمن را در تهران و سایر شهرها، به کابوسی تبدیل کردند که شما و رهبرتان را از آن رهایی نخواهد بود. 
منافق شمایید که به مردم کشورتان که ابتدایی ترین حقوق قانونی و شهروندی خود را می طلبند، آن هم بر اساس قانون اساسی خودتان(ماده 27-قانون تشکیل اجتماعات)، اجازه اجتماع نمی دهید. شمایی که نه تنها به وظیفه قانونی خود در قبال صدور مجوز برای راهپیمایی و تشکیل اجتماعات و اقدام برای حفظ امنیت آن، عمل نمی کنید، بلکه با تجهیز نیروهای نظامی و شبه نظامی مزدور، و انداختن آنها به جان هموطنانتان، باعث شهادت و مجروح شدن عده ای از هم میهنان می شوید و بسیاری را نیز غیرقانونی بازداشت می کنید. 
شما منافقید که از یک سو، دم از آزادی بحث و بیان در بالاترین می زنید و مخالفانتان را به حذف آرا و عقاید دگراندیشانه و دگرباشانه متهم می کنید، و از سوی دیگر، با پروپاگاند رسانه ای مداوم در یک و نیم سال گذشته، دروغ را راست جلوه می دهید و اجازه دسترسی به حتی چند وبسایت مخالف را هم از آنان دریغ می کنید.
نفاق، روحیه بارز رهبرتان است که با دورویی و استاندارد دوگانه، به برخورد با موضوعات می پردازد، قیام مردم مصر علیه دیکتاتور را شجاعانه عنوان کرده، آن را حق مسلم آنان قلمداد می کند و دخالت در امور آنان را وظیفه دینی و انسانی خود بر می شمرد، از طرف دیگر، برگزاری تظاهرات در همبستگی با همآنان را در داخل ایران، برنمی تابد. 
کسی که وقتی سمبه اعتراضات خیابانی مخالفان را، به علت تکثر جمعیت ایشان، پرزورتر می بیند، ادعا می کند که "زیر بار لشگرکشی های خیابانی نخواهد رفت" ولی از طرف دیگر، به طرفداران خود، اجازه برگزاری هرنوع تجمعی را(مثل 9دی 88) می دهد. 
مگر نفاق و منافق بودن چیزی جز این است؟ جز این که مردم کشور خود را، که چیز زیادی نمی خواهند جز آزادی و دموکراسی و برخورد یکسان با تمام شهروندان، فتنه گر و منافق می خوانند و آنان را به گروهکی می چسبانند که سالهاست نه تحرکی در داخل ایران داشته و نه دست به اقدام جدی ای زده است و عملا مرده تلقی می شود. 
شما منافقید نه ما...

Friday, February 4, 2011

دوستان بالاترینی! خواهش میکنم در دادن مثبت ها دقت کنید

با توجه به اتفاقات اخیری که در بالاترین افتاده، به خصوص بی اثر شدن منفی ها، و از طرف دیگر ورود نسبتا گسترده کاربران ولایی(!) به بالاترین با هدف تخریب و منحرف ساختن ساختار و مسیر این وبگاه خبررسان عمومی، و در پی آن افزایش لینک های توهین آمیز و تمسخر آمیز(علی الخصوص نسبت به جنبش مردمی ایران و شهدای سبز و غیره)، ما کاربران بالاترین باید با دقت بیشتری را در دادن رأی به لینک های مختلف مبذول داریم.
حداقل جنبه مثبتی که این اتفاقات داشته اند، این بوده که ما را مجبور می کند که توجه بیشتری به لینک ها داشته باشیم، در دادن آرا وسواس بیشتری به خرج دهیم و اجازه ندهیم که هر لینک بی ارزش و بی محتوایی، بنابر بی توجهی و عجله ما در دادن آرا و یا در برخی مواقع به بیراهه رفتن ما در تلاش برای کسب انرژی بیشتر، امتیاز گرفته و به صفحه لینک های داغ راه پیدا کنند.
طبیعی است این مسئله، نباید با مسئله نگاه گزینشی به لینک های کاربران خوب، هرچند با ایده و افکار متفاوت یا گاه مخالف با ما، و سعی بر بسط  نگرش حذفی نسبت به لینک های ارزشمند، از هر طیف و عقیده ای، اختلاط یافته و اشتباه برداشت شود.

Friday, November 19, 2010

اعتراضات مدنی را باور کنیم

مدتی است که محسن سازگارا در گفتارهای روزانه خود، بخشی را نیز به صحبت در مورد اعتراضات مدنی اختصاص می دهد. با توجه به آنچه که در جامعه ایران امروز می گذرد، شاید داغ ترین بحث داخل محافل ایرانی، بحث هدفمندکردن یارانه های و چگونگی اجرای آن باشد. در این میان، مهم تر از همه، آزادسازی یارانه حامل های انرژی است که در راس آن بنزین قرار می گیرد.
اهمیت این مورد خاص از اینروست که خواه ناخواه، تک تک اعضای جامعه، به طریقی با بنزین سر و کار دارند. چه آن بخش از جامعه که خودور شخصی دارند، چه آن بخش که از خودروهای عمومی و تاکسی برای رفت و آمد استفاده می کنند. و مهمتر، آنچه که شریان اقتصادی جامعه است، وسایل حمل و نقل هستند. چه آنهایی که به حمل  و نقل مسافر(انسان) می پردازند، و چه آنهایی که کالا و خدمات را به دست مصرف کننده می رسانند، همه و همه با بنزین سر و کار دارند.
دولت احمدی نژاد، که مشروعیتش را نه از رای مردم، بلکه در انتخاباتی نابرابر و مسئله دار، بر اساس شواهد و اسنادی که کمابیش به دست همه ما رسیده است، ازاعمال نفوذ و قدرت حاکمیت به دست آورده است، از یک طرف با نارضایتی و عدم حمایت عمومی روبروست (چرا که به طور طبیعی حداقل در انتخابات، دستبرد وی در رای مردم دیده شده است و اعتمادی بر این که عملکرد وی در راستای تامین رفاه مردم باشد نیست) و از طرف دیگر، به صورت ذاتی(بنا به موارد مشابهی که در انجام کارهای دیگر از او بارها و بارها دیده ایم) توانایی درست انجام دادن کارهایی بس ناچیزتر و کم اهمیت تر از این را هم نداشته است.
با توجه به آنچه ذکر شد، اکنون فرصت مناسبی برای نیروهای مخالف وی(بالاخص جنبش سبز) به وجود می آید که بهره برداری مناسبی را در راستای به چالش کشیدن دولت کودتایی احمدی نژاد با ایستادگی و تن ندادن به اعمال زورگویانه طرح گران کردن بنزین بنماید.
طرحی  که محسن سازگارا مطرح نموده( طرح ارائه شده توسط کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران "کاما") این بود که پس از اجرای گران شدن بنزین توسط دولت، مردم با کم بنزین زدن(هر خودرو حدود 2 الی 5 لیتر) اقدام به ایجاد صف های طولانی و تراکم خودروها در پمپ بنزین ها نموده، از یک طرف با گران شدن بنزین مخالفت کنند و از طرف دیگر با یک آکسیون کم خطر اینچنین، شرایط مناسبی را برای رفتن به آکسیون دیگر(مثل تجمع و دادن شعارهای جنبش) و بازپس گیری کف خیابان ها، مهیا کنند.
نمی خواهم در مورد درصد توفیق این آکسیون یا عکس العمل هایی که حکومت در مقابل اجرای آن، به صورت طبیعی از خود نشان خواهد داد بحث کنم. ولی آنچه که در این میان برای من جالب توجه بود، این است که چند روز پیش در یک محفل خانوادگی، این طرح کاما را به صورت کامل  از زبان یک بازاری ساده، شنیدم و بسیار برایم شگفت آور بود. شگفت آور بود که خبر با چه سرعتی از کانال های اینترنتی( که طیف مخاطبانش نسبت به سایر رسانه ها بسیار محدود است) به کف جامعه رسیده، و از زبان یک بازاری جزء بیان می شود! اینجا بود که قدرت خبررسانی را باور کردم. باور کردم که با خارج شدن از انفعال و اندکی همت بیشتر، می توانیم اینگونه طرح های اعتراضات مدنی را، که در راستای اعتراض به مشکلات تحمیل شده ای است که تک تک اعضای جامعه را به طریقی درگیر خواهد کرد، عملی کرده و دولت متخاصم را با چالش جدی مواجه کنیم. وقتی که خبری، توانسته است از "کاما" به دهان یک بازاری ساده، که نه دسترسی به اینترنت و ماهواره دارد، نه خیلی سیاسی است، و نه حتی در پایتخت زندگی می کند، برسد، پس ما باید و باید قدرت خبررسانی شبکه ای و قدرت اعتراضات مدنی را جدی بگیریم و باورش کنیم.

Tuesday, November 16, 2010

عید قربان

به عنوان پست اول، و به مناسبت فرا رسیدن عید قربان، این عید را به تمامی گوسفندانی که ذبح می شوند تا شکم ما سیر شود و فکر می کنیم که ثواب می کنیم تسلیت عرض می نماییم.